مرتضى راوندى

94

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

استعارات بيرون كشيم ، مصدر اصلى دين و فلسفه عقل فعّال است و بنابراين هيچ فرقى و اختلافى بين حكما و انبيا وجود ندارد . . . » « 1 » سياست مذهبى و عقيدتى خلفاى عباسى يكسان و هماهنگ نبود « در خلافت معتصم ( 218 - 227 ) برادر مأمون ، تحديد عقايد و افكار و سعى در تشخيص معتقدات باطنى مردم با شدت بيشترى ادامه يافت . بيچاره امام حنبل را در حضور جمعى به ترك رأى خود مجبور كردند ولى وى مقاومت كرد ، عمال خليفه وى را سى و هشت تازيانه زدند تا بيهوش افتاد ، و پوست بدن او برآمد ، سپس چون خليفه از اجتماع و شورش فرقهء حنبلى و مخالفين ديگر ، بيم داشت امر داد او را محبوس كردند . در سال 232 چون متوكّل به كرسى خلافت نشست به مخالفت با سيرهء مأمون ، معتصم و واثق قيام نمود . مجادله و مناظره و پيروى از حكومت علم و عقل و استدلال را موقوف كرد و بر خلاف ايشان ، مسلك تقليد و روش ارباب حديث و سنت را پيش گرفت و امام احمد بن حنبل را محترم داشت و او را طرف مشورت خود قرار داد و « دورهء مأمون و پيروان او » به اين ترتيب به انتها رسيد و قدرت معتزله اندك اندك نقصان كلّى يافت . علم كلام ، كه ابتدا وسيله پيشرفت كار معتزله و شيعه بود و اصحاب حديث و سنت با آن كمال عناد و مخالفت را داشتند كم‌كم مورد توجه عموم مسلمين قرار گرفت چه اين فرقهء اخير ديدند كه براى رد اعتراضات مخالفين چاره‌اى ندارند جز آنكه به همان ادلّه كلامى ايشان متمسّك شوند و همان روش استدلال و تكلم مخالفين را پيش گيرند . نظريّات جديد ابو الحسن اشعرى ابو الحسن اشعرى ( 260 - 324 ) يكى از شاگردان ابو على جبّائى و از بزرگان رؤساى معتزله بود . بعد از آنكه مدتها در حلقهء درس استاد خود ، از عقايد معتزله پيروى مىكرد ، بر بعضى از آراء استاد خويش اعتراض كرده و از او جدا شد و علنا از اعتزال توبه نمود و با قبول احكام امام شافعى ، بر آن شد كه براى اثبات حقانيت عقايد اهل سنت ، از ادلهء كلامى استمداد جويد . امام ابو الحسن اشعرى پس از تدوين عقايد خود با همان سلاح يعنى به كمك ادلّهء

--> ( 1 ) . همان كتاب ، ص 408 .